|
عبرت های عاشورا |
۱٥ آذر ۱۳٩٠

بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
اللّهمِّ سدِّد السِنتنا بِالصَّوابِ وَالحِکمَةِ(1)
یکى از نکات برجسته در فرهنگ اسلامى، که مصداقهاى بارزش، بیشتر در تاریخ صدر اسلام و کمتر در طول زمان دیده مىشود، «فرهنگ رزمندگى و جهاد» است. جهاد هم فقط به معناى حضور در میدان جنگ نیست؛ زیرا هر گونه تلاش در مقابله با دشمن، مىتواند جهاد تلقّى شود. البته بعضى ممکن است کارى انجام دهند و زحمت هم بکشند و از آن، تعبیر به جهاد کنند. اما این تعبیر، درست نیست. چون یک شرط جهاد، این است که در مقابله با دشمن باشد. این مقابله، یک وقت در میدان جنگِ مسلّحانه است که «جهاد رزمى» نام دارد؛ یک وقت در میدان سیاست است که «جهاد سیاسى» نامیده مىشود؛ یک وقت هم در میدان مسائل فرهنگى است که به «جهاد فرهنگى» تعبیر مىشود و یک وقت در میدان سازندگى است که به آن «جهاد سازندگى» اطلاق مىگردد. البته جهاد، با عنوانهاى دیگر و در میدانهاى دیگر هم هست. پس، شرط اوّلِ جهاد این است که در آن، تلاش و کوشش باشد و شرط دومش اینکه، در مقابل دشمن صورت گیرد.
ادامه مطلب... |
|
|
|
امام عشق |
٢۳ مهر ۱۳٩٠

|
|
|
|
شعری برای مقام معظم رهبری |
٢۳ مهر ۱۳٩٠
خواب دیدم دوش تا مولا امیرالمومنین
صدر مجلس بود و می گفت از ولایت اینچنین
باب فیض و معرفت راه ولی است
رستگاری در ره فرزند ما سید علی است
عشق او در دل نشان عزت است
بی ولایت هر عمل خود موجبات ذلت است
هر که فرزندم علی را دوست دارد خویش ماست
روز محشر چون شهید کربلا در پیش ماست
آنچه گوید او فقط تفسیر قرآن است و بس
جای او را پیش ما هرگز نگیرد هیچ کس
در کلامش شک و تردیدی نباشد هیچگاه
روشنی بخشد زمین را تابش خورشید و ماه
او سفیر انبیاء و اولیاء گردیده است
گرچه غم ها از خواص امتش هم دیده است
امت ما خوب میداند که او فرزند ماست
قدردانی از ولایت ای مسلمان پند ماست
جعفری جانش فدای رهبر فرزانه است
غیر او در خانه ی دلهای ما بیگانه است
محمدرضا جعفری – روز عید فطر سال ۱۳۹۰ هجری شمسی |
|
|
|
ما با ولایت زنده ایم |
٢٤ شهریور ۱۳٩٠
|
|
|
|
مطالعه چند جلد کتابِ قطور در اتوبوس! |
٥ شهریور ۱۳٩٠
در دیدار مسئولان کتابخانهها و کتابداران با حضرت آیتالله خامنهای، کتابخوانی، یکی از موضوعاتی بود که رهبر انقلاب به تبیین ابعاد مختلف آن پرداختند و لازمه اهتمام به کتاب را ترویج کتابخوانیِ همراه با تدبر دانستند. به این بهانه، پایگاه اطلاعرسانی حضرت آیتالله خامنهای خاطرهای از ایشان را در در مورد اهتمام به کتابخوانی منتشر میکند:
من توقعم این است که مردم ما کتابخوانى را جدى بگیرند. البته جمعى از مردم جدى مىگیرند؛ اما همه این طور نیستند. من مىخواهم خواهشى از مردم بکنم و آن این است: کسانى که وقتهاى ضایعشوندهاى دارند؛ مثلا به اتوبوس یا تاکسى سوار مىشوند، یا سوار وسیلهى نقلیهى خودشان هستند و دیگرى ماشین را مىراند، یا در جاهایى مثل مطب پزشک در حال انتظار به سر مىبرند و بههرحال اوقاتى را در حال انتظار به بىکارى مىگذرانند، در تمام این ساعات، کتاب بخوانند. کتاب در کیف یا جیب خود داشته باشند و در اتوبوس که نشستند، کتاب را باز کنند و بخوانند. وقتى هم به مقصد رسیدند، نشانهاى لاى کتاب بگذارند و باز در فرصت یا فرصتهاى بعدى آن را باز کنند و از همان جا بخوانند.
بنده خودم چند جلد قطور از یک عنوان کتاب را در اتوبوس خواندم! البته قضیه مربوط به قبل از انقلاب است که چند روزى براى انجام کارى از مشهد به تهران آمده بودم. بنا به دلایلى نمىخواهم اسم کتاب را بگویم. وضعیت و فضاى اتوبوسهاى آن روزگار براى ما خیلى آزار دهنده بود و نمىتوانستیم تحمل کنیم. دلم مىخواست سرم پایین باشد و خواندن کتاب در چنین وضعیتى بهترین کار بود. ساعتى را که به این حالت مىگذراندم احساس نمىکردم ضایع مىشود. آن وقتها تقریبا یک ساعت طول مىکشید تا آدم با اتوبوس از جایى به جاى دیگر مىرفت. بعضى وقتها این جابجایى کمتر یا بیشتر هم طول مىکشید. بههرحال چنین یک ساعتهایى را احساس نمىکردم که ضایع مىشود؛ چون کتاب مىخواندم. مصاحبه در پایان بازدید از نهمین نمایشگاه بینالمللى کتاب تهران - 22/02/1375
|
|
|
|
هرچه مىخواهید در این ماه هست |
٢٧ امرداد ۱۳٩٠
ماه رمضان تالار ضیافت الهى است؛ یک تالار عظیم که اگر کسى وارد آن تالار شد و به خود فرصت داد و همت کرد که از آنچه در آنجا خداى متعال آماده کرده، به خودش بهرهیى برساند، بهرهى فراوانى خواهد برد که آن بهره در ماه شوال و ماههاى دیگر سال نیست؛ فقط مخصوص ماه رمضان است. انواع و اقسام ضیافتهاى الهى: رحمت الهى، عزت الهى، توفیق الهى، قرب الهى، استغناى ناشى از تفضل الهى، رزق مادى، رزق معنوى، همه در ماه رمضان است؛ اینها را سر سفرهى ماه رمضان گذاشتهاند. بعضىها مىآیند و به این سفره نگاه نمىکنند و از وسط این سفره و اشیاء آن عبور مىکنند و مىروند و هیچى هم گیرشان نمىآید؛ بعضىها یک چیز مختصرى برمىدارند؛ یک روزهیى مىگیریم ما؛ یک مختصرکى، یک چیزى؛ اما بعضىها نه، حسابى مىنشینند سر این سفره و از رحمت الهى کیسهى خودشان را پر مىکنند؛ عزت مىخواهند، دنیا مىخواهند، آخرت مىخواهند؛ رفع گرفتارى مىخواهند، گشایش در زندگى مىخواهند، استغناى طبع مىخواهند، صفات و خلق حسنه مىخواهند؛ هرچه مىخواهند، براى خودشان و براى دیگران برمىدارند.
|
|
|
|
اهمیت استغفار از دیدگاه امام خامنه ای |
۱۸ امرداد ۱۳٩٠

قالاللَّهالحکیم فى کتابه: بسماللَّهالرّحمنالرّحیم. «و من یعمل سوء أو یظلم نفسه ثمّ یستغفراللَّه یجداللَّه غفوراً رحیماً». در دعایى که در روزهاى ماه مبارک رمضان وارد شده است، اینطور مىخوانیم که «و هذا شهرالإنابة و هذا شهر التوبة و هذا شهر العتق من النّار». ماه، ماه توبه و استغفار و بازگشت به خداست...
استغفار، یعنى طلب مغفرت و آمرزش الهى براى گناهان. این استغفار اگر درست انجام گیرد، باب برکات الهى را به روى انسان باز مىکند. همه آنچه که یک فرد بشر و یک جامعه انسانى از الطاف الهى احتیاج دارد -تفضّلات الهى، رحمت الهى، نورانیت الهى، هدایت الهى، توفیق از سوى پروردگار، کمک در کارها، فتوح در میدانهاى گوناگون- بهوسیله گناهانى که ما انجام مىدهیم، راهش بسته مىشود. گناه، میان ما و رحمت و تفضّلات الهى، حجاب مىشود. استغفار، این حجاب را برمىدارد و راه رحمت و تفضّل خدا به سوى ما باز مىشود. این، فایده استغفار است. لذا شما چند جا در آیات قرآن ملاحظه مىکنید که براى استغفار، فواید دنیوى و گاهى فواید اخروى، مترتّب دانسته شده است. مثلاً: «استغفروا ربّکم ثم توبوا إلیه ... یرسل السّماء علیکم مدرارا» و از این قبیل. همه اینها، اینطور قابل فهم و قابل توجیه است که راه این تفضّلات الهى، به برکت استغفار، به سوى دل و جسم انسان و جامعه انسانى باز مىشود. لذا استغفار مهم است.
وقتی زمینگیر میشوید!
خودِ استغفار، در واقع جزئى از توبه است. توبه هم یعنى بازگشت به سوى خدا. بنابراین، یکى از ارکان توبه، استغفار است؛ یعنى طلب آمرزش از خداى متعال. این، یکى از نعمتهاى بزرگ الهى است. یعنى خداوند متعال، باب توبه را به روى بندگان باز کرده است، تا آنها بتوانند در راه کمال پیش بروند و گناه زمینگیرشان نکند؛ چون گناه، انسان را از اوج اعتلاى انسانى ساقط مىکند. هر کدام از گناهان، ضربهاى به روح انسان، صفاى انسانى، معنویت و اعتزاز روحى وارد مىآورند و شفّافیت روح انسان را از بین مىبرند و آن را کدر مىکنند. گناه، آن جنبه معنویتى را که در انسان است و مایه تمایز انسان با بقیه موجودات این عالم مادّه است، از شفّافیت مىاندازد و او را به حیوانات و جمادات نزدیک مىکند.
گناهان در زندگى انسان، علاوه بر این جنبه معنوى، عدم موفّقیتهایى را نیز به بار مىآورند. بسیارى از میدانهاى تحرّک بشرى وجود دارد که انسان بهخاطر گناهانى که از او سرزده است، در آنها ناکام مىشود. اینها البته توجیه علمى و فلسفى و روانى هم دارد؛ صرف تعبّد یا بیان الفاظ نیست. چطور مىشود که گناه، انسان را زمینگیر مىکند؟ مثلاً در جنگ اُحد، بهخاطر کوتاهى و تقصیر جمعى از مسلمین، پیروزى اوّلیه تبدیل به شکست شد. یعنى مسلمین، اوّل پیروز شدند، ولى بعد کماندارانى که باید در شکاف کوه مىنشستند و پشت جبهه را نفوذناپذیر مىکردند، به طمع غنیمت، سنگر خودشان را رها کردند و بهطرف میدان آمدند و دشمن هم از پشت، آنها را دور زد و با یک شبیخون، حملهاى غافلگیرانه کرد و مسلمانان را تار و مار نمود. شکست اُحد، از این جا بهوجود آمد.
در سوره آلعمران، شاید ده، دوازده آیه و یا بیشتر، راجع به همین قضیه شکست است. چون مسلمانان از نظر روحى بهشدّت متلاطم و ناآرام بودند و این شکست برایشان خیلى سنگین تمام شده بود، آیات قرآن هم آرامششان مىداد، هم هدایتشان مىکرد و هم به آنها تفهیم مىنمود که چه شد شما این شکست را متحمّل شدید و این حادثه از کجا آمد. بعد به این آیه شریفه مىرسد که مىفرماید: «إنّ الذین تولّوا منکم یوم التقى الجمعان إنّما استزلهم الشیطان ببعض ما کسبوا». یعنى این که دیدید عدّهاى از شما در جنگ اُحد، پشت به دشمن کردند و تن به شکست دادند، مسأله اینها از قبل زمینهسازى شده بود. اینها اشکال درونى داشتند. شیطان اینها را به کمک کارهایى که قبلاً کرده بودند، به لغزش وادار کرد. یعنى گناهان قبلى، اثرش را در جبهه ظاهر مىکند؛ در جبهه نظامى، در جبهه سیاسى، در مقابله با دشمن، در کار سازندگى، در کار تعلیم و تربیت، آن جایى که استقامت لازم است، آن جایى که فهم و درک دقیق لازم است، آن جایى که انسان باید مثل فولاد بتواند ببرّد و پیش برود و موانع جلوِ او را نگیرد. البته گناهانى که توبه نصوح و استغفار حقیقى از آنها حاصل نشده باشد. در همین سوره، آیه دیگرى هست که آن هم به صورت دیگرى، همین معنا را بیان مىکند.
قرآن مىخواهد بگوید، تعجّبى ندارد که شما شکست خوردید و در جبهه جنگ، برایتان مشکلى پیشآمد. از این قبیل مسائل پیش مىآصید و قبلاً هم پیش آمده است. مىفرماید: «و کأین من نبىّ قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما أصابهم فى سبیل اللَّه و ما ضعفوا و مااستکانوا». یعنى چه خبر است؟ شما از این که در جنگ اُحد، شکستى برایتان پیش آمده است و عدّهاى کشته شدهاند، همه متلاطم و ناراحت شدهاید و بعضیها احساس ضعف و یأس مىکنید. نه؛ براى پیامبران قبلى هم در میدان جنگ حوادثى پیش مىآمد که بهخاطر آنچه که پیش مىآمد، احساس ضعف و سستى نمىکردند. بعد مىفرماید: «و ما کان قولهم إلّا أن قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى أمرنا». یعنى در گذشته، وقتى اصحاب و حواریون پیامبران در جنگها و حوادث گوناگون دچار مصیبتى مىشدند، روى دعا به جانب پروردگار مىنمودند و عرض مىکردند: «ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فىامرنا»؛ خدایا! گناهان و زیادهرویها و بىتوجّهیهایى را که در کار خودمان کردیم، بیامرز. این، در واقع نشان مىدهد که حادثه و مصیبت، از آنچه که خود شما با گناهان فراهم کردید، ناشى مىشود. این، مسأله گناهان است.
اثر گناه و راه بازگشت
پس ببینید! گناهانى که انسان انجام مىدهد، این تخلّفهاى گوناگون، این کارهایى که ناشى از شهوترانى و دنیاطلبى و طمعورزى و حرص ورزیدن به مال دنیا و چسبیدن به مقام دنیا و بخل نسبت به داراییهاى موجود در دست آدمى و نیز حسد و حرص و غضب است، بهطور قطعى دو اثر در وجود انسان مىگذارد: یک اثر، معنوى است که روح را از روحانیت مىاندازد، از نورانیت خارج مىکند؛ معنویت را در انسان ضعیف مىکند و راه رحمت الهى را بر انسان مىبندد. اثر دیگر این است که در صحنه مبارزات اجتماعى، آن جایى که حرکت زندگى احتیاج به پشتکار و مقاومت و نشان دادن اقتدار اراده انسان دارد، این گناهان گریبان انسان را مىگیرد و اگر عامل دیگرى نباشد که این ضعف را جبران کند، انسان را از پا درمىآورد. البته گاهى ممکن است عاملهاى دیگرى مثل یک صفت و یا کار خوب در انسان باشد که جبران کند. بحث بر سر آن موارد نیست؛ اما گناه، فىنفسه اثرش این است.
آنوقت، خداى متعال نعمت بزرگى به انسان داده که نعمت مغفرت است و فرموده است اگر شما از این کارى که کردید -که اثر این کار باید بماند- پشیمان شدید، باب توبه و استغفار باز است. شما با گناهى که مرتکب مىشوید، مثل این است که زخمى به بدن خودتان زده و میکروبى را وارد بدنتان کرده باشید؛ بیمارى اجتنابناپذیر است. اگر مىخواهید اثر این زخم و این بیمارى و این ضربه، در وجود شما از بین برود، خداى متعال بابى باز کرده و آن باب توبه و استغفار و انابه و بازگشت به خداست. اگر برگردید، خداى متعال جبران خواهد کرد. این، نعمت بزرگى است که خداى متعال به ما داده است.
در دعاى وداع ماه مبارک رمضان -که دعاى چهلوپنجم صحیفه سجادیه است- امام سجّاد علیهالصّلاةوالسّلام به ذات مقدّس ربوبى عرض مىکند: «أنت الّذى فتحت لعبادک باباً إلى عفوک»؛ تو آن کسى هستى که به روى بندگانت، درى به عفو خودت باز کردى. «و سمیته التوبة»؛ و اسم آن باب را باب توبه گذاشتى. «و جعلت على ذلک الباب دلیلاً من وحیک لئلا یضلّوا عنه»؛ و یک راهنما هم از قرآن و وحى براى این در گذاشتى تا بندگان تو این در را گم نکنند. بعد از جملاتى مىفرماید: «فما عذر من اغفل دخول ذلک المنزل بعد فتح الباب و إقامة الدلیل»؛ انسان، دیگر عذرش چیست که از این درِ گشوده و از این مغفرت الهى، استفاده نکند! راه مغفرت الهى هم، استغفار -یعنى طلب مغفرت- است. از خدا باید مغفرت را بخواهید.
حدیثى از نبىّ مکرّم اسلام دیدم که ایشان فرمودهاند: «إناللَّه تعالى یغفر للمذنبین إلّا من لایرید أن یغفر له». یک روز، پیامبر به اصحابش اینطور فرمود که خداى متعال گناهکاران را مىآمرزد؛ مگر آن کسى را که خواسته نیامرزد. بعد اصحاب سؤال مىکردند: «قالوا یا رسولاللَّه من الذى یرید أن لایغفر له»؛ آن کسى که خداى متعال مىخواهد او را نیامرزد، کیست؟ «قال من لایستغفر»؛ آن کسى که استغفار نمىکند. پس، استغفار کلید درِ توبه و مغفرت است. با استغفار، مىشود آمرزش الهى را بهدست آورد. استغفار، این قدر اهمیت دارد. استغفار، یعنى طلب مغفرت از خدا. خطبههاى نماز جمعه تهران؛ 28/10/75
پایگاه حفظ و نشر آثار امام خامنه ای |
|
|
|
|
٤ امرداد ۱۳٩٠

بسیجی ام به امید ظهور پنجره ام
و بازمانده نسل هزار حنجره ام
هنوز عهد و مرامی که داشتم دارم
و جان نیمه تمامی که داشتم دارم
به همرهان که جفا می کنند می گویم
اگر چه گفته ام اکنون بلند می گویم
که تا به چشمه نور حیات روزنه ایست
تمام بود و نبودم فدای خامنه ای است |
|
|
|
تولد امام خامنه ای |
٢٤ تیر ۱۳٩٠

لطف خدا به مردم دنیا ارائه شد
یک باره شوره زار زمین باغ لاله شد
پس کوچه های خاکی مشهد پر از شعف
خورشید شهر خامنه 72 ساله شد
سالروز ولادت رهبر عزیزمان بر تمام عاشقان ولایت مبارک
جهت سلامتی و طول عمر با عزت ایشان 14 صلوات |
|
|
|
امام خامنه ای |
۱٠ تیر ۱۳٩٠

|
|
|
|
منم عمار همون بچه بسیجی |
۱٠ تیر ۱۳٩٠
منم عمار همون بچه بسیجی
زخاک فکه وفاو و دوئیجی
همون سینه زنی که میره هیئت
کلاس عشق بازی با ولایت
همونی که شنیده این عمار
دلش آتیش گرفته از غم یار
نوشته نامه ای از جان به جانان
به نام حق تعالی رب منان
سلام مولای من سید علی جان
سلام ای رهبرم ای قلب ایران
سلام ای قوت دلهای خسته
بگو مولا دلت از چی شکسته
بگو آقا که دل ها بی قرار
چشا رو گونه ها شبنم می کار
بگو آقا فقط با یک اشاره
که غصه دلامون کرده پاره
من عمار دارم خونه به خونه
میگم ازمکر شورای زمونه
از اون فتنه گران انتخابات
که میدون آمدن با شال سادات
جسورانه دل رهبر شکستین
خیال کردین که در کوفه نشستین
چه سلمانها به دورش در طوافن
چه شمشیر ها به اذنش در غلافن
فقط کافی ست تا با یک اشاره
جهان کفر گردد پاره پاره
الا ای رهبرم لب تر کن ای دوست
که جان من گره در پیچش موست
فدایی ات من عمار آقا
هزاران در هزاران بار آقا
فقط کافی ست لب برگوشایی
بتازم یک تنه در هر شعاعی
چنان جنگم زعشقت تا شهادت
که صد لیلی برن بر تو حسادت
|
|
|
|
ولایت خود نسیمی از بهشت است |
٢۸ خرداد ۱۳٩٠
عراق و مصر و تونس یا که لبنان همه عشاق رهبر مثل ایران
چه رهبر؟ تاج سر، نور دو عین است و میراثی از آن پیر خمین است
خمینی عاشقش بوده است و ما نیز به جان او نموده بس دعا نیز
امام مهربان او را دعا کرد دری از او به سوی دوست وا کرد
سخندان و سخنسنج و حکیم است هر آنکس نیست با رهبر، رجیم است
چگونه بیولای او توان زیست دمی نشناختن او را روا نیست
ولی امر ما «سیّدعلی» را نگهدار ای خدای هر دو دنیا
خداوندا ولایت را نگهدار دل او را ز خیل ما میازار
هر آنکس بی ولی شد انحرافی است بگویم باز یا اینقدر کافی است؟
ولی از فتنهها آگاهمان کرد ولایت پیر، پیر راهمان کرد
جهان باشد ولایت را خریدار هلا ای خصم دون! حرمت نگهدار
چگونه میشود او را ندیدن و ناز غیر رهبر را خریدن
به دورش جملگی پروانگانیم به پیری هم ز نور او جوانیم
امیرعاملی |
|
|
|
ستایش نصرالله از اندیشههای امام خامنهاى |
۱۸ خرداد ۱۳٩٠

سید حسن نصر الله دبیرکل جنبش مقاومت حزبالله در مراسم افتتاحیه کنفرانس اندیشههاى حضرت آیت الله خامنهاى سخنرانی کرده است.
در ادامه متن کامل سخنان سید حسن نصرالله را می خوانید:
براى من افتخارى است که در افتتاحیه این کنفرانس شرکت کنم. و آنرا گامى مهم و پایهگذار در این زمنیه مىدانم. زیرا براى اولین بار است که اندیشهها و دیدگاههاى امام خامنهاى در ابعاد مختلف آن در خارج از ایران، مورد بحث و بررسى قرار مىگیرد. در ضمن از دستاندرکاران و حاضران و شرکتکنندگان در این کنفرانس و میزگردهاى مربوطه، بهخصوص کسانى که از خارج از لبنان قبول زحمت کردند و به این کنفرانس تشریف آوردهاند، تشکر مىکنم.
آشنایى شخصى و مستقیم اینجانب با امام خامنهاى به سالهاى 1987 باز مىگردد به نحوى که این مدت طولانى زمینه دیدارهاى مکرر و آشنایى با خیلى از دیدگاهها، نظرات و تحلیلها و مبانى فکر ایشان و نقطهنظراتشان در مسائل مختلف و همچنین زمینه آشنایى با اخلاق و رفتار عالى ایشان را فراهم نمود.
خلاصه همه این دیدارها، آشنایىها و گفتگوها این است که ما با رهبرى عظیم از لحاظ مدیریت، تقوى و اجتهاد روبرو هستیم، ما با رهبرى روبرو هستیم که چشماندازى گسترده و دیدگاهى همهجانبه و عمیق به مسائل روز دارد، زیرا اولاً بر مبناى آشنایى حقیقى با دیدگاههاى مردم است و ثانیا بر اساس آشنایى با نیازها و خواستههاى ملتهاى شریف مىباشد، سوم اینکه بر اساس آشنایى خود با امکانات بالقوة و بالفعل ملل اسلامى مىباشد و چهارم اینکه دیدى تیزبین در راهکارها و راهحلهاى اساسى و واقعبینانه دارند. و این امر را در هنگام طرح مشکلات و بحرانها و اختلافات مشاهده مىکنیم. متوجه مىشویم که وى به تمام ابعاد موضوع احاطه داشته و دیدگاهها و تحلیلهاى متنوعى را در مورد آن ارائه مىدهد. و در نهایت تصمیمى مبنى بر آگاهى کامل نسبت به همه ابعاد موضوع ارائه مىدهد.
ما در واقع با شخصیتى استثنائى و عظیمى روبرو هستیم که متاسفانه امت اسلامى کمتر با وى آشناست و این نشان از مظلومیت وى دارد که حتى در امت اسلامى و حتى در ایران ابعاد مختلف شخصیتى وى بهخصوص جنبه مدیریتى و رهبرى، آنچه که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته است، زیرا ما با شخصیتى روبرو هستیم که دشمنانش، او را محاصره کرده و دوستان وى حق وى را ادا نمىکنند. و این وظیفه ماست که امت اسلامى را با چنین شخصیتى آشنا کنیم که از برکات وجود وى در این بحرانها استفاده کنند. و استفاده از این رهبر، فقیه و اندیشمند به نفع آینده و حال و دنیا و آخرت این ملتهاست، زیرا امت اسلامى اکنون با بحرانهایى روبرو است که در این چندین قرن بىسابقه بوده است و وظیفه این کنفرانس این است که در چنین شرایطى این رهبر را به ملتهاى اسلامى معرفى کند.
در جریان کنفرانس مادرید 1991، شرایط در منطقه تغییر کرده بود، همه معادلات بینالمللى به این سو تغییر جهت داده بود که امریکا صلح و سازش در منطقه را به مرحله عمل خواهد رساند. همه شخصیتها وهمه تحلیلگران صلح و سازش را محقق مىدانستند، و اینکه مقاومت در لبنان مجبور خواهد شد فعالیتهاى نظامى و عملیات خود را در لبنان متوقف کرده و تن به سازش بدهد، این دیدگاه در نزد خیلى از مقامات ایرانى نیز وجود داشت، تنها این رهبر انقلاب بود که موضعى انحصارى داشت و بیان کرد این مذاکرات به نتیجه نخواهد رسید و این صلح و سازش امضا نخواهد شد، بروید به علمیات خود ادامه بدهید. این دیدگاه رهبر بود، در حالى که برخى از شخصیتهاىی که در آن مذاکرات شوم شرکت کرده بودند، تنها بعد از گذشت بیست سال متوجه این امر شدند و دچار نا امیدى و سرگردانى شدند.
در سال 1996 همه شما شاهد بودید که توافقهایی در مذاکرات صلح و سازش بین اعراب و اسرائیل بهدست آمده بود و در آن موقع سخن از "تعهدات رابین" زده مىشد. مبنى بر اینکه اسحاق رابین موافقت کرده که اسرائیل به مرزهاى چهارم ژوئن 1967 که شامل جولان هم مىشود، عقبنشینى کند، همه در آن موقع مىگفتند که این سازش حتمى است و شرط تحقق آن این است که کشورهاى عربى به اسرائیل با مرزهاى چهارم ژوئن موافقت نمایند. همه مىگفتند که کار تمام شده است و باید به دنبال بررسى سرنوشت خود در مرحله جدید باشیم و باید در مسئله مقاومت و عملیات مسلحانه تجدید نظر کنیم و به دنبال برنامههاى سیاسى و غیرنظامى تازهاى باشیم، و وضعیت خیلى حساسى در پیش رو بود. در آن زمان دیدگاه مقام معظم رهبرى در این مورد خیلى واضح بود، وى بیان کرد به نظر من این صلح و سازش محقق نخواهد شد و صلح بین اسرائیل و سوریه و حتى با دولت لبنان محقق نخواهد شد. من به شما پیشنهاد مىکنم که مقاومت به فعالیتها و جهادش ادامه بدهد، حتى بر عملیات خود بیافزاید، تا بتواند به پیروزى دست یابد و به این حرفها و حدیثها اهمیتى ندهید و گوش نکنید. حدود دو هفته بعد همین اسحاق رابینى که خواهان امضاى صلح با سوریه بود، سخنرانى میکرد و یکى از صهیونیستهاى تندرو - البته همه صهیونیستها تندرو هستند- پیشقدم شد و او را ترور کرد و به دنبال آن شیمون پرز جانشین وى شده و تمام مذاکرات صلح و سازش را بر باد داد.
در آن زمان وضعیت جنبش حماس و جهاد اسلامى بسیار دشوار بود و هیچکسى فکر نمىکرد که این دو جنبش قدرت و امکانات و توانایى انجام عملیات و یا اقدامى مسلحانه در سرزمینهاى اشغالى را داشته باشند، ولى به حول و قوه الهى ما شاهد بودیم که عملیات شهادتطلبانهاى در قدس و در تلآویو صورت گرفت و تیر خلاص را به این مذاکرات زد. بعد از آن شاهد درگیریهاى مکررى در مرزهاى جنوبى لبنان و ارتش اسرائیل بودیم و کنفرانس شرمالشیخ برگزار شد که در آن همه سران دنیا براى دفاع از امنیت اسرائیل و محکومکردن آنچه آنها تروریست مىدانستند، برگزار شد. و از اسم از حماس، جهاد اسلامى و حزبالله به عنوان گروههاى تروریستى یاد کرد و ضمن تهدید این احزاب، قطعنامههاى تصویب شد که بر اساس آن همه این کشورها مىبایست این گروههاى تروریستى را تحریم کنند. به دنبال این قطعنامه، اسرائیل به رهبرى نتانیاهو، جنگ آوریل 1996 را به راه انداخت و در سایه عدم تحقق اهداف این جنگ، دوباره همه چیز به نقطه صفر بازگشت.
در آن زمان امام خامنهاى همواره از پیروزى صحبت مىکرد و همواره تاکید مىکرد که بر اساس ایمان و باورهاى دینىاش به این پیروزى مطمئن است. وى بعد از سال 1996 همواره مىگفت که اسرائیل اکنون سرگردان است و در باطلاق افتاده است و در لبنان نه راه پس دارد و نه راه پیش، و آینده معرکه به دست مقاومت است.
در اواخر سال 1999 انتخابات نخستوزیرى را در اسرائیل شاهد بودیم و رقابت سختى بین نتانیاهو و باراک رخ داد و هر کدام از آنها وعده عقبنشینى از لبنان را دادند، در این میان باراک حتى مهلت زمانى نیز مقرر کرد، همه در لبنان و سوریه بر این باور بودند که بعد از انتخابات، دوباره همه چیز به وضعیت معمولى و قبلى خود بازگشته و عقبنشینى محقق نخواهد شد. و باراک تا زمانى که ضمانتهایی از لبنان و سوریه به دست نیاورد، از جنوب لبنان عقبنشینى نخواهد کرد. ما در مقاومت نیز بر این باور بودیم که این امر عملى نخواهد شد ولى در دیدار با امام خامنهاى با دیدگاه جدیدى روبرو شدیم. ایشان موضع کاملا متفاوتی را در این باره داشتند. وى به برداران مقاومت گفته بود که خود را براى پیروزى و مرحله بعد از آن آماده کنید، مواضع خود را در آن زمان بررسى کنید، براى همین بود که ما از عقبنشینى زودهنگام ارتش اسرائیل شوکه نشدیم وخود را براى پیچیدگىهاى این مرحله آماده کرده بودیم. در نهایت برخورد با مزدوران سابق از فرقهها و مذاهب مختلف و برنامههاى ما در مورد مناطق آزادشده مسائل پیچیدهاى بود که آمادگى خاصى را مىطلبید. و به دنبال این هشدارهاى مقام معظم رهبرى خودمان را خوب براى این شرایط جدید آماده کرده بودیم.
در جنگ ژوئیه 2006 که در واقع یک جنگ جهانى از لحاظ تصمیمگیرى، و عربى از دیدگاه حمایت و پشتیبانى و اسرائیلى از دید اجرا بود و با هدف از بینبردن مقاومت و جامعه مقاوم در لبنان بود، و همه در آن زمان شاهد خشونت و آتش و ویرانىها در حملات اسرائیل به لبنان بودیم، هیچکس حرفى از پیروزى نمىزد، و همه تنها سخن از جان سالم به در بردن و زنده بیرونآمدن از جنگ مىراندند. در این جنگ کشور کوچکى بود که مقاومت در مکان کوچکى از آن مستقر شده بود و همه دنیا به جنگ با آن آمده بودند. و اسرائیل با آن امکانات نظامى و با آن ماشین جنگى خود به جنگ این مقاومت رفته بود که عملیاتش همواره جنگ و گریز بود. در آن جنگ مقام معظم رهبرى از طریق یکى از دوستان، پیام شفاهى را براى ما ارسال کردند که در چند صفحه قابل نوشتن است، من برخى از نکات این پیام را براى شما بازگو مىکنم. ایشان در آن پیام جنگ تابستان 2006 را به جنگ احزاب تشبیه کرده بودند که همه احزاب و عشایر و قبایل جمع شده بودند و پیامبر صلىالله علیه و آله و اطرافیانش را محاصره کرده بودند و تصمیم داشتند که آنها را سربه نیست کنند. ولى بر خدا توکل کنید، و من به شما مىگویم که شما پیروز هستید، بلکه بعد از اتمام این جنگ شما به نیروى تبدیل خواهید شد که هیچ کسى نمىتواند در برابر شما بایستد. در آن زمان بهخصوص در ابتداى جنگ چه کسى و چه شخصیتى مىتوانست سرانجام جنگ را چنین ارزیابى کند!
بعد از حادثه یازده سپتامبر همه نفسها در سینه حبس شد. همه مىگفتند که منطقه به زیر سلطه سیاه امریکایىها خواهد رفت. همه مىگفتند که سایه شوم امریکا براى صدها سال بر منطقه خواهد افتاد. برخىها جنگ امریکا در منطقه را به جنگهاى صلیبى تشبیه کردند. در آن زمان دیدارى با مقام معظم رهبرى داشتیم و اوضاع را جویا شدیم، ایشان دیدگاهى کاملا متفاوت داشتند، با وجود اینکه خیلى از مقامهاى ایرانى آن موقع به نزد ما مىآمدند و مىگفتند که اوضاع تغییر یافته و با وضعیت جدیدى روبرو هستیم و باید به دنبال مذاکره و سازش با امریکا باشیم. مقام معظم رهبرى در آن زمان مىگفتند: از ایالات متحده نترسید و نگران نباشید. امریکا به نقطه بلندى سقوط رسیده است و اکنون در سراشیبى سقوط قرار دارد. آنها وقتى که به افغانستان و عراق آمدند با پاى خود به جهنم آمدند و این آغاز پایان امریکا و نظم نوین آن است. و باید بر این اساس رفتار و تجزیه و تحلیل کنیم، زیرا وقتى امریکا نتواند از طریق کشورهاى مزدور و حتى از طریق ارتش، ناوها و نیروهایش به اهداف خود برسد، این امر نشاندهنده ضعف و ناتوانى است. و این امر نشاندهنده عدم آشنایى حاکمان با ملتها و فرهنگ جهاد و روحیه مقاومتخواهى آنهاست و بسى امید در این اوضاع نهفته است.
به طور خلاصه بگویم که در سال گذشته، امت اسلامى با بدترین جنگ در تاریخ ایالات متحده روبه رو بود و ایالات متحده و همپیمانانشان تصمیم داشتند به منطقه بیایند و تمام دولتهاى محور مقاومت را سرنگون کنند و در این رودروى ، مقام معظم رهبرى به بهترین وجه توانستند این بحران را مدیریت کنند. و با عقل ، تدبیر و حکمت خود توانستند این بحران را پشت سر بگذارند. ولى اکنون نمى توان ابعاد این جنگ را بر ملا ساخت.
مقام معظم رهبرى همواره بر این باور بودند که اسرائیل به سمت نابودى مىرود، و آنرا بسیار نزدیک مىبیند و بر این باور است که مذاکرات صلح و سازش سرانجامى ندارد و هر آنچه که در اطراف ما در مورد فلسطین مىگذرد، نشان از عزم و اراده قوى ملتها بهخصوص ملت مقاومت فلسطین دارد. این جوانان فلسطینى نشان دادند که با نسل جدیدى از فلسطینیان روبرو هستیم که بسیار امیدوار است و شور و حماسه بزرگى در سر دارد. این دیدگاه مقام معظم رهبرى را تنها در سایه عقبنشینىهاى مستمر ایالات متحده و موفقیتهاى بیش از پیش مقاومت و از طریق تجزیه و تحلیل جنگ تابستان 2006 و جنگ غزه مىتوانیم دریابیم و مطمئن باشیم که اسرائیل در آینده نزدیک نابود خواهد شد. و همه این تحلیلها نشان از دقت و صحت تحلیلها و دیدگاههاى مقام معظم رهبرى دارد.
امروز که ما این کنفرانس را افتتاح مىکنیم، ناگزیر هستیم یادى کنیم از جوانان فلسطینى که روز گذشته در جولان حماسهاى پر شور آفریدند. عزم و اراده آنها نشان داد که ملتها بیش از پیش خواستار ازبین رفتن اسرائیل هستند. چرا که مدت زمانى است که امریکا به منظور حمایت از امنیت اسرائیل، در صدد موجسوارى بر روى انقلابهاى منطقه مىباشد. علیرغم تضییع حقوق فلسطینىها و ادامه اشغالگرى اسرائیلىها کماکان امریکا سخن از حقوق بشر و آزادىهاى سیاسى مىزند. حادثه دیروز جولان نشاندهنده هوش و درایت ملل مسلمان است که امام خمینى و مقام معظم رهبرى در صدد بیدارى آن بودهاند.
منبع : http://www.presstv.ir
|
|
|
|
فرزند شهید صیاد شیرازی: تا پرچم در دست رهبر است خود را یتیم نمی دانیم |
۱۳ خرداد ۱۳٩٠

پدر! من مطمئن هستم که تو اکنون اینجا در بین مردم حضور داری، همان گونه که هر جمعه در بین مردم به نماز می ایستادی و آن را به هر برنامه دیگری اولویت می دادی. تو همیشه به من می گفتی که نماز جمعه، مرکز وحدت، عشق و ایمان به رهبری است. تو عاشق رهبر بودی و سرت را در این راه دادی.
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لاجعله الله اخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی-بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
من مهدی صیاد شیرازی فرزند شهیدی از تبار حسین هستم. عاشق دلسوخته ای که از وراء اعصار و قرون، ندای هل من ناصر ابا عبدالله را شنید و لبیک گفت. پدر! من مطمئن هستم که تو اکنون اینجا در بین مردم حضور داری، همان گونه که هر جمعه در بین مردم به نماز می ایستادی و آن را به هر برنامه دیگری اولویت می دادی. تو همیشه به من می گفتی که نماز جمعه، مرکز وحدت، عشق و ایمان به رهبری است. تو عاشق رهبر بودی و سرت را در این راه دادی.
عشق به رهبر میراث مقدس توست. به یاد دارم که به هنگام شهادت شهید لاجوردی به من گفتی: «برای رساندن پرچم مقدس انقلاب به صاحب اصلی اش، حضرت مهدی(عج)، باید در ولایت ذوب شد»
بگذار دشمنان قسم خورده اسلام، بالاخص منافقین کوردل و اربابان آمریکایی آنان بدانند که ملت ما عاشق شهادتند. هرچه ما را بیشتر بکشید، ملت بیدارتر و آگاه تر می شود.
به جاست که من از طرف خانواده سپهبد شهید صیاد شیرازی این مصیبت را به صاحب عزای اصلی آن، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای و به شما ملت بزرگوار و سرافراز که پدرم به خدمتگزاری شما افتخار می کرد تسلیت بگویم. خانواده صیاد شیرازی تا روزی که پرچم مقدس جمهوری اسلامی در دست پرتوان نائب صاحب الزمان در اهتزاز است، خود را یتیم نمی داند. به ما تسلیت نگویید. به پدرم تبریک بگویید که رضایت رهبر و محبوب خود را با یک عمر مجاهدت و خدمت و با مرگی سرخ و خونین جلب کرد. مراد ما و پیرقافله عشق بر پیکر او بوسه داد. چه تسلایی و چه تسلیتی فراتر از این؟
خانواده صیاد شیرازی از مقام عظمای ولایت بابت توجهات و عنایات متواتر معظم له خاضعانه سپاسگزارند. ما از ملت شریف، سرفراز و قدرشناس ایران که ما را غرق مهر و عاطفه نمودند، شاکریم. خانواده صیاد شیرازی از رئیس جمهور محبوب و هیئت محترم دولت، رئیس بزرگوار مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، رئیس محترم قوه قضائیه، ستاد کل نیروهای مسلح، ارتش جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج مستضعفین، نیروی انتظامی، بنیاد شهید و سایر ارگان ها و نهادها و جمعیت های مردمی، بالاخص روحانیت معظم، هیئت های محترم عزاداران اهل بیت و رزمندگان و بسیجیان مخلص خاضعانه سپاسگزارند.
خداوندا! در ظهور مولا و آقایان صاحب الزمان محفوظ دار.
خداوندا! به ما توفیق تمسک به ریسمان الهی، ولایت فقیه و پاسداری از خون شهدا عطا فرما.
خداوندا! دشمنان اسلام بالاخص منافقین پلید را آتش قهر رزمندگان اسلام، به خاک مذلت و منت بنشان.
والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته
|
|
|
|
اشعار امام خامنه ای تقدیم به حضرت مهدی (عج) |
۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٠
دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است جان را هوای از قفس تن پریدن است از بیم مرگ نیست که سر داده ام فغان بانگ جرس به شوق به منزل رسیدن است دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم باری علاج شوق گریبان دریدن است شامم سیه تر است زگیسوی سرکشت خورشید من برآی که وقت دمیدن است بوی تو ای خلاصه گلزار زندگی مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است . بگرفت آب و رنگ زفیض حضور تو هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است با اهل درد شرح غم خود نمی کنم تقدیر غصه دل من ناشنیدن است آن را که لب به دام هرس گشت آشنا روزی « امین » سزا لب حسرت گزیدن است
دلم قرار نمی گیرد از فغان بی تو سپند وار زکف داده ام عنان بی تو ز تلخ کامی دوران نشد دلم فارغ زجام عشق لبی تر نکرد جان بی تو چون آسمان مه آلوده ام زتنگ دلی پراست سینه ام از اندوه گران بی تو نسیم صبح نمی آورد ترانه شوق ســــر بهـــار ندارند بلبـــلان بی تو لب از حکایت شبهای تار می بندم اگر امان دهدم چشم خونفشان بی تو چو شمع کشته ندارم شراره ای به زبان نمی زندسخنم آتشی به جان بی تو ز بی دلی و خموشی چو نقش تصویرم نمی گشایدم از بی خودی زبان بی تو عقیق سرد به زیر زبان تشنه نهم چو یادم آید از آن شکرین دهان بی تو گزاره غم دل را مگر کنم چو امین جدا ز خلق به محراب جمکران بی تو
|
|
|
|
رهبر |
٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٠

|
|
|
|
مهر افروزان ( شعر از خود آقا ) |
٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٠
از سر جان بهر پیوند کسان برخاستم
چون الف در وصل دلها از میان بر خاستم
واژگون هر چند جام روزیم چون لاله بود
از کنار خوان قسمت شادمان برخاستم
بزم هستی را فرض مهر فروزان تو بود
همچو شبنم چهره چون کردی عیان برخاستم
همچو بلبل با گران جانان ندارم الفتی
طوطیان چون لب گشودند از میان برخاستم
از لگد کوب حواث عمر دیگر یافتم
چون غبار از زیر پای کاروان برخاستم
طاقت دم سردی دوران ندارم همچو گل
دربهار افکنده رخت ودر خزان بر خاستم
آزمودم عیش راحت را به کنج دام تو
از سر جولانگه کون ومکان بر خاستم
صحبت شوریده حالان مایه شوریدگی است
با (امین) هرگه نشستم بی امان برخاستم
|
|
|
|
رهبر |
۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠
.jpg)
|
|
|
|
اس ام اس های زیبا درباره رهبر ( سری سوم ) |
۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠
جان خود در ره اولاد علی می بازیم
همچو مالک به عدوّان ِعلی می تازیم
ای که گویی که خلایق ز ِولی خسته شدند
کوری چشم تو بر سیّدعلی می نازیم
هر دشمنی که به تو چپ نگاه کند خار میکنم پوزش به خاک کشم، زندگی اش تار و مار میکنم سیّدعلی مخور غم یار، ببین از برای تو عمّارم و به منصب خود افتخار میکنم
سرود و شعر و اشعارم امام خامنه ای است
گل همیشه بهارم امام خامنه ای است
پس از خدا و رسول وائمه اطهار(ع)
تمام دار و ندارم امام خامنه ای است
گر حنجره های سابقون خاموش است
خون جگر بسیجیان در جوش است
تا هست بسیج و امام خامنه ای
ای پیر جماران علمت بر دوش است
شکر لله شیعه ای نامی شدیم اهل جمهوری اسلامی شدیم از خمینی درس عشق آموختیم در تنور جنگ و جبهه سوختیم بیعتـی کـردیم بـا سیـد علی راه حـق در قول و فعلش منـجلی
ما عاشق کیش کربلایی هستیم
دلبسته آن روح خدایی هستیم
در فکر خطای خود بمیر ای دشمن
چون هنوز هم همه ولایی هستیم
گفتند که عاشقی و آرام نهی
در باغ خیال خم ابروی که ای
گفتند بگو به قصد قربت گفتم
سید علی الحسینی الخامنه ای
تصویر خدا عکس گل آمنه است
بر کوه دلم نام علی قایمه است
احمد بودش یار و علی یاور او
هر کس که محب علی خامنه است
|
|
|
|
شعر شهریار در وصف امام خامنه ای |
۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠

ای غریو تو ارغنون دلم سطوت خطبهات ستون دلم خطبههای نماز جمعه تو نقشه حمله با قشون دلم
چشم از نقش تو نگارین است مینگارد مگر بخون دلم عقل من پاره میکند زنجیر که به سر میزند جنون دلم من هم از آن فن و فنون دانم که جنون زاید از فنون دلم کلماتت چو تیشه فرهاد میشکافند بیستون دلم وز مواعظ که میکنی آنگاه صبر میزاید از سکون دلم انقلاب من از تو اسلامی است که حریفی به چند و چون دلم بازوان امام آنکه دگر بی قرین است در قرون دلم چشم امیدی و چراغ نوید هم شکوهی و هم شکون دلم در رکوع و سجود خامنهای من هم از دور سرنگون دلم خاصه وقت قنوت او کز غیب دستها میشود ستون دلم او به یک دست و من هزاران دست با وی افشانم از بطون دلم عرشیان میکنند صف به نماز از درون دل و برون دلم پیرم از چرخ واژگون و علیل بشنو از بخت واژگون دلم چون کمانی خمیده ایم لیکن تیرآهی است در کمون دلم طوطی عشقم و زبان از بر جمله ماکان و ما یکون دلم در ترازوی سنجشم مگذار ای کم عشق تو فزون دلم شهریارم لسان حافظ غیب شعر هم شانی از شئون دلم
|
|
|